حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
152
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
ويژگيها و خصوصيات شتر را داراست . جايگاهى خوش آب و هوا براى آنها برگزين ، و ميان من و آنها دريا را فاصله قرار مده ، او طرحريزى خانههاى مردم را به عهدهء ابا الهياج اسدى و عمرو بن مالك بن جناده « 1 » نهاد ، آن گاه عبد المسيح بن بقيله نزد سعد آمد و گفت : تو را به سرزمينى راهنمايى مىكنم كه سطح آن از صحرا پستتر و از زمينهايى كه باران سيلآسا بر آن فرو مىريزد بلندتر باشد و آن گاه وى را به جايگاه كوفه كنونى برد ، كه در گذشته به آن سورستان مىگفتند . چون به موضع مسجد آن رسيد به مردى فرمان داد تا تيرى به سمت قبله بيفكند . پس آنجا را كه تير فرو نشست ، نشانهاى نهاد ، سپس تيرى ديگر به سوى شمال پرتاب كرد و آنجا را نيز نشانى نهاد ، باز تيرى به جانب جنوب افكند و نشانى نهاد . تيرى ديگر بدان سوى كه باد صبا آيد ، افكند و آنجا را نيز علامتى نهاد . آن گاه مسجد و دار الاماره را در جايگاه تيرانداز و اطراف آن معيّن كرد . سپس ميان نزار و اهل يمن قرعه انداخت تا به نام هر كس اصابت كند ، جانب چپ كه بهترين اين دو بخش است ، از آن وى باشد . قرعه به اهل يمن افتاد و زمينهايى كه در جانب شرقى قرار داشت ، از آن ايشان شد و زمين نزاريان ، در سمت غرب و بالاتر از آن علامتها قرار گرفت و زمينهاى نزديكتر را به صحن مسجد و دار الاماره اختصاص دادند . سپس مغيرة بن شعبه ، آن را گسترش داد و زياد آن را ساخت و استوار كرد و دار الاماره را نيز بنا كرد . زياد
--> ( 1 ) - مسجد جامع ، نخستين مكانى بود كه ابو الهياج در كوفه طرحريزى كرد و آن را در محل بازار صابون و خرما بنا كرد و اين بجز محلى است كه سعد هنگام فرود آمدن در كوفه طرحريزى كرد ، پس از آن در كوفه خندقى حفر كرد و در ابتداى خندق ، جايگاهى از سنگ مرمر كه از حيره آورده شده بود ، ساخت كه اندازهء آن دويست ذراع بود ، تا مردم در آن گرد آمده ، ازدحام نكنند ، سپس ستونهاى مسجد را بدون كناره و دنباله بنا كرد ، اين مسجد ديوار نداشت . ابن شبرمة از شعبى روايت كرد كه هر كس در مسجد كوفه مىنشست ، باب جسر و دير هند را مىديد و تا زمان معاويه به اين صورت باقى مانده تا اين كه مغيرة بن شعبه در دوران حكمرانىاش در كوفه ، بناهايى بدان افزود ، پس از وى زياد بن ابيه ، بيست ذراع بدان افزود و آن را به طرز باشكوهى بنا كرد و درها و ديوارهايى براى آن ساخت كه ارتفاع آن سى ذراع بود و سنگهاى مرمر آن را از كوههاى اهواز آورده بودند . در هر ستون ، هزار و سيصد سنگ به كار رفت ، پس از آن حجاج بن يوسف ثقفى آن را ويران كرد و دوباره ساخت . در روزگار يوسف بن عمر ثقفى ، ديوار مسجد كه پس از خانه مختار بن ابى عبيد ثقفى قرار داشت ، فرو ريخت كه مجددا آن را ساخت .